عبد الحي بن الضحاك بن محمود الجرديزي ( گرديزى )
269
تاريخ گرديزى ( زين الأخبار ) ( فارسى )
رفت و حرب كردند و بسيار مردم كشته شدند ، و شريك را دستگير كردند و سرش ببريدند و بنزديك ابو مسلم فرستادند . و ابو مسلم سوى ابو العباس فرستاد ، اندر ماه ذى الحجه سنه اثنى و ثلثين و مائه . و چون كار خراسان راست شد ، و از هيچ جاى مشغولى دل نماند ، ابو مسلم با هشت هزار مرد سوى حج رفت . و چون به نيشابور رسيد ، و به رى همه را بپراگند ، و با هزار مرد برفت . وزيران او را گفتند : « بمرو ! كه بازنيايى ! » فرو نكرد . و ابو مسلم مر سليمان [ 1 ] بن كثير را ، كه ابتداى دعوت به آل رسول عليه السلام ( و ) صلى اللّه عليه و آله و سلم او كرد بكشت . و چو به حج رفت و بنزديك ابو العباس السفاح رسيد ، ابو العباس او را حق گذارى كرد ، و نيكو فرود آوردن فرمود ، و چون پيش او آمد ، او را نيكو پرسيد . و چون ابو مسلم به حج رفت . ابو العباس السفاح فرمان يافت ، اندرين ( 134 ) ذى الحجه سنه ست و ثلثين و مائه . و منصور برادر ابو العباس بخلافت بنشست . و چون ابو مسلم از حج باز آمد ، منصور او را بحرب عم خويش عبد اللّه بن على فرستاد ، و ابو مسلم او را هزيمت كرد ، و خواستههاى او به غنيمت گرفت . و جمهور بن مرار ، عبد اللّه بن على ( را ) اندران حرب اسير گرفت ، و پيش ابو مسلم آورد . و ابو مسلم او را بنزديك منصور فرستاد ، و منصور او را بازداشت تا آخر عهد على . و بر زبان ابو مسلم هر چيزى رفته بود ، و آن همه بسمع منصور رسيده بود ، و فرصت همى جست كشتن ابو مسلم را . و چون ابو مسلم از حج باز گشت ، او را گفتند : بحره [ 2 ] ترسايى است دويست ساله ، و از هر چيزى خبر داد . ابو مسلم او را بنزديك خويش خواند . چون آن پير ابو مسلم را
--> [ ( 1 - ) ] هر دو : سلمان ؟ [ ( 2 - ) ] حره به فتحهء اول و تشديد دوم جمع آن حرار سرزمينى است كه سنگهاى سياه داشته باشد و به اين نام چندين جاى در سرزمين عرب موجود بود ( مراصد 1 ر 394 ) در ( ن ) اين كلمه را حيره خواندهاند كه شهرى بود در سه ميلى كوفه به طرف نجف ( مراصد 1 ر 441 ) .